مرتضى راوندى
51
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
هجائى نيز دارند كه به آن « زوارشن » گويند و آن را جداگانه يا پيوسته نويسنده و در حدود هزار كلمه است و براى جداكردن متشابهات از يكديگر به كار مىرود ، مثلا كسى كه بخواهد « گوشت » بنويسد كه در عربى « لحم » است ( بسرا ) مىنويسد و « گوشت » مىخواند . . . به همين منوال هرچه را كه مىخواهند مىنويسند . » « 1 » آميختگى ادبيات فارسى با گزيدهء آثار عرب پس از نفوذ نهضت اسلامى در خاورميانه از قرن سوم هجرى به بعد « نويسندگان و گويندگان ايرانى كه خود از فرهنگى پخته و پيشرفته بهرهمند بودند ، همينكه ، با منبع فيّاض قرآن و سخنان پرمغز على ( ع ) و ديگر گويندگان و نويسندگان عرب آشنا شدند ، كوشيدند تا اين گوهرهاى درخشان را « درة القلاده » گفتهها و نوشتههاى خويش سازند و آنان كه در سرودن نثر فارسى و آراستن هرچه بيشتر اين زبان به زيورهاى لفظى و معنوى تعهّدى داشتند ، مخصوصا توجه بدين نكته را توصيه مىكردند . عنصر المعالى كيكاوس بن اسكندر ، در ضمن اندرزهائى كه به فرزند خود گيلانشاه مىدهد ، در باب آئين دبيرى و شرط كاتب چنين نويسد : « و نامه خود را باستعارات و آيات قرآن و اخبار رسول ( ص ) آراسته دار و اگر نامه پارسى بود ، پارسى مطلق منبيس كه ناخوش بود ، خاصه پارسى درى كه نه معروف بود ، آن خود نبايد نبشت به هيچحال كه خود ناگفته بهتر از گفته بود . » « 2 » و نظامى عروضى آنجا كه از فن دبيرى سخن مىگويد و شرايط دبيرى را مىشمارد چنين نويسد : « پس عادت بايد كرد به خواندن كلام رب العزّه و اخبار مصطفى و آثار صحابه و امثال عرب و كلمات عجم . » « 3 » از جمله نويسندگان مشهور ايرانى در قرن چهارم هجرى كه بدين دقيقه اهتمام خاص داشتهاند ، ابن العميد و صاحب ابن عباد و بديع الزمان همدانى را بايد نام برد . . . » « 4 » سبك نويسندگان بعد از اسلام نويسندگان ايران بعد از اسلام جملگى از سبك و روش واحدى پيروى نمىكردند ، بعضى ساده مىنوشتند و گروهى پيچيده و معقد و مصنوع ، ملك الشعراى بهار در پيرامون « سبك » در
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 22 تا 25 ( به اختصار ) ( 2 ) . كيكاووس بن وشمگير : قابوسنامه ، تصحيح دكتر يوسفى ، ص 208 ( 3 ) . نظامى عروضى : چهار مقاله ، تصحيح دكتر محمد معين ، ص 37 ( 4 ) . سيد جعفر شهيدى : مجلهء آينده ، سال هفتم ، ش 6 ، ص 442 و 443